آیلین جونآیلین جون، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره

ناز نازی مامانی و بابایی

غافلگیری

  دیشب باباجون کلی غافلگیرمون کرد شب که از خونه مادری اومدیم من رفتم بخوابم باباجون اومد تو اتاق گفتم باباش برق رو خاموش می کنی که بخوابیم یه دفعه یه تک پوش خیلی خوشگل از تو جیبش دراورد گفت برای ناناز بابا خریدم اندازه یه انگشتر خیلی غافلگیر شدم عین تک پوش خودم مبارکت باشه ناناز ...
3 مهر 1392

دخترم روزت مبارک

روز دختر بر عزیزترین دختر دنیا مبارک . البته با یه روز تاخیر چون تو روز دختر فهمیدم که خدا به منم یه دختر ناناز داده   تو برای من  با اینکه فقط عکسای سیاه و سفید مبهم ازت دیدم خوشگلترین و خانوم ترین و عزیز ترین دختر دنیایی نازی خانوم.          اینم اولین هدیه از طرف منو و بابایی به مناسبت روزت        ...
17 شهريور 1392

مسافرت شمال

عزیزم امسال تو تعطیلات تابستون موفق شدیم بریم شمال البته با خاله حمیده و عمو محمود و خاله الهام و عمو محمد خیلی خوب بود اصلا هم اذیت نشدم همه چیز می خوردم و همه کار ممه کار کردم ... ولی وقتی رسیدیم خونه تو راه پله ها حالم بد شد اشکال نداره این دو هفته هم زودتر بگذره ایشالا که این حالت ها از بین میره
20 مرداد 1392

حالم بده

مامانی جون هر روز داره حالم بدتر میشه دیروز تو بالا اوردن هام خون همراه بود خیلی ترسیده بودم   خدا حفظ کنه دکتر ترابی رو که واقعا بمب آرامشه رفتم پیشش کلی برام صحبت کرد و توضیح داد و دوباره بهم یه قرص زنجبیل و یه شربت داد   عزیزم   ...
18 تير 1392