من اومدم
به لطف خدای مهربون من زمینی شدم و دنیای مامان و بابامو آسمونی کردم فعلا مامانم وقت نداره از خاله ندا خواستم عکس منو بذاره انشالله مامانم زود زود خوب بشه عکسهای خوشگلم را بذاره امضا : آیلین ...
نویسنده :
مامانی
14:45
بخشی از عکسهای سیسمونی
شلف دیواری(مخصوص عروسکهای آیلین جون) کمد ویترینی تخت خواب آیلینم از این سو تخت خواب آیلینم از این سو تخت خواب آیلینم از یه سوی دیگه ...
نویسنده :
مامانی
18:56
برخی از تصاویر کادوهای روز جشن سیسمونی
امیرعلی با عروسکش کت خوشگله که خاله ندا زحمت کشیده این دوچرخه را هم خاله محدثه خریده با اینکه اون روز تو امنحانات بود و حضور نداشت محمدحسین و عروسکی که به قول خودش واسه آجیش گرفته این خانوم خنده رو نگار خانومه با چرخ خیاطی زینب دختری پر از احساس ناب(با کادو عمه مریم عکس گرفته) ای خدا خدا اینم زهرا خانوم که چادر و سجاده واسه دخترم گرفته این سری جهیزیه از طرف خاله حمیده و دایی محمود سرهمی از طرف خاله الهام و عمو محمد ...
نویسنده :
مامانی
18:54
قسمت دوم وسایل آیلین
گیره سرهای دست ساز با کمک خاله جون شال و کلاه خوشگل مامان جون زحمت کشیده بافته این عروسک خوشگله رو امیرعلی عزیز خاله واسه آیلینم گرفته ...
نویسنده :
مامانی
10:30
بدون عنوان
دیروز 14/10/92 نوبت دکتر داشتم بعد 2.30 نشستن بالاخره نوبتم شد و خانم دکتر بعد از معاینه گفت خدا رو شکر همه چیز خوبه ازش خواستم آزمایش gbs برام بنویسه گفت نیاز نیست. به قول بابا خودم یه پا دکتر شدم هی تز می دم هفته دیگه بیا تا معاینه نهایی را داشته باشیم ...
نویسنده :
مامانی
8:54
دماغم چاقه کیفم کوکه
شکم مامانی داره خیلی بزرگ میشه فکر کنم جات تنگه که وقتی حرکت می کنی مامانی هم یه تکون می خوره نشستن برام سخت شده بعضی روزا دماغم چاق میشه و کیفم کوک میشه قربون چشات خوب رشد کن و راحت به دنیا بیا دارم کم کم اتاقت را کامل میکنم تخت و کمدت اومده به زودی عکساشو می زارم چون واقعا وقت نمیکنم از این ور کارای مختلف اداره ، از این ور کلاسای دانشگام و امتحانای عملی حسابی سرم شلوغه ...
نویسنده :
مامانی
15:19






