آیلین جونآیلین جون، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 1 روز سن داره

ناز نازی مامانی و بابایی

یادگاری ها

  این آویز تخت و دامن خشگلشو 3 سال پیش از دبی خریدیم خوب شد که نانازی و گرنه این دامن چین چینی رو کی می خواست بپوشه   ...
9 مهر 1392

ثبت نام

امروز ثبت نام دانشجویان دانشجویان جدیدالورود دیشب داشتم خواب می دیدم امروز خواب موندم و دیر رسیدم اداره و همه چیز ریخته به هم ناناز مامان ساعت 7 صبح با یه ضربه محکم به شکمم منو بیدار کرد مامانی نکنه فکر کردی شکم مامانی کیسه بکسه خدا کنه مشکلی پیش نیاد حالا که خاله ندا هم نیست ...
6 مهر 1392

غافلگیری

  دیشب باباجون کلی غافلگیرمون کرد شب که از خونه مادری اومدیم من رفتم بخوابم باباجون اومد تو اتاق گفتم باباش برق رو خاموش می کنی که بخوابیم یه دفعه یه تک پوش خیلی خوشگل از تو جیبش دراورد گفت برای ناناز بابا خریدم اندازه یه انگشتر خیلی غافلگیر شدم عین تک پوش خودم مبارکت باشه ناناز ...
3 مهر 1392

دخترم روزت مبارک

روز دختر بر عزیزترین دختر دنیا مبارک . البته با یه روز تاخیر چون تو روز دختر فهمیدم که خدا به منم یه دختر ناناز داده   تو برای من  با اینکه فقط عکسای سیاه و سفید مبهم ازت دیدم خوشگلترین و خانوم ترین و عزیز ترین دختر دنیایی نازی خانوم.          اینم اولین هدیه از طرف منو و بابایی به مناسبت روزت        ...
17 شهريور 1392

مسافرت شمال

عزیزم امسال تو تعطیلات تابستون موفق شدیم بریم شمال البته با خاله حمیده و عمو محمود و خاله الهام و عمو محمد خیلی خوب بود اصلا هم اذیت نشدم همه چیز می خوردم و همه کار ممه کار کردم ... ولی وقتی رسیدیم خونه تو راه پله ها حالم بد شد اشکال نداره این دو هفته هم زودتر بگذره ایشالا که این حالت ها از بین میره
20 مرداد 1392

حالم بده

مامانی جون هر روز داره حالم بدتر میشه دیروز تو بالا اوردن هام خون همراه بود خیلی ترسیده بودم   خدا حفظ کنه دکتر ترابی رو که واقعا بمب آرامشه رفتم پیشش کلی برام صحبت کرد و توضیح داد و دوباره بهم یه قرص زنجبیل و یه شربت داد   عزیزم   ...
18 تير 1392